عینک دودی

سلام

همه اش صبح ها  خمار !
به دنبال کسی
که روز را با او شب کنند
و هر شب گریان
از بی‌ثمری

چشم هایم

شاکی از ناتوانیشان
اما چه جای گله است
هفت تیر کشی هم که کنند
مگر سرازیری آب رودخانه را نمی بینی ؟
قلب بی نظم یا معده ی تنبل
کدامیک باید الگوی رفتاریشان می شد
وقتی که کودک بودند

چشم هایم

گفتند از فشار روزنه های اشک
عنابی شدنمان را که وقت خواب
علاجی نیست
روزها به فکرمان باش
هرم گرما
بی رحمی نور
عینک آفتابی می خواهیم

چشم هایم

و من شدم تسلیم
فقط به یک شرط
که در دودیِ آن عینک
متبلور باشد
هلال بالا آسمان
هلال پایین زمین
تسلیم خواسته ی

چشم هایم

ناگه گریستند
سرازیر شد
آب رودخانه
دوباره وقت هفت تیر کشیشان شد

چشم هایم

انگار که یاد چشمان او افتاده اند
عینک طبی اش
بدون دود هم نمایش می داد
هلال بالایش آسمان
هلال پایینش زمین
من تجلی زمین
و تجلی آسمان

چشم هایش

همین! مال هیچکس نیست!

14 فکر می‌کنند “عینک دودی

  1. سامی دخت

    هُرم‌ِ خورشیدی‌ِ چشمات‌ ،
    من‌ُ آب‌ کردُ تموم‌ کرد !
    لحظه‌ی‌ ناب‌ِ پریدن‌ ،
    با یه‌ دیوار روبه‌روم‌ کرد !

    هرم خورشیدی چشمات
    با یه دیوار روبه روم کرد !

    پاسخ
  2. گرفتار-همون محمد جواد

    بسم الله
    یکی از اقواممان پس از ۲و۳ باری که آمده بود منزل ما و از قضا ما هم به دلایل و مشکلاتی نتوانسته بودیم به ایشان سری بزنیم و احوالی ازایشان جویا باشیم در دفعه بعدی که به منزل ما مراجعت فرمودند چنین فرمودند:
    ما خودمان می آئیم دید ، خودمان می آئیم بازدید
    خلاصه هر چی شما سری از این طرف ها نمی زنین و تحویل نمی گیرین ، ما همینجور ۲۴ ساعته این جائیم ، نه می یای تو وبلاگمون ، نه نظر ، نه pm ، نه sms ، نه زنگ ، نه حتی تک زنگ ، بابا شماره ات را هم ندارم ،
    راستی اگه امام رضا (علیه السلام) بطلبند، یک شنبه عازمیم ، گفتیم حد اقل یه حلالیتی بگیریم.
    التماس دعا.
    علی علی

    سلام
    تو رو خدا گله نکن
    همین طوریش از در و دیوار خجلم
    🙁
    خیلی مخلصیم
    ایشالا مشهد رسیدی بهت زنگ می زنم
    خدا کنه وقتی می زنگم گوهرشاد باشی
    همین!

    پاسخ
  3. Calabros

    قشنگ بود.
    یه نکته در مورد دو تا حدیثی که از مام صادق گذاشتی و نتیجه گیری کردی:
    اگه می خوای برای جواب ندان به کامنتی توجیه شرعی داشته باشی باید به حدیث اول استناد کنی نه دوم. کامنت ها (که خودت بشون میگی نظرات) با نامه فرق دارند. چون نظرات نامه نیستند پس جواب دادن بشون هم واجب نیست.
    حدیث دوم به “معلومات” مربوط میشه. منظور اینه که کسی که به هر سوالی که جواب دادن بش معلومات خاص خودش رو می خواد جواب بده دیوانه ست.. چون انگار نمی دونه که یک آدم نمی تونه همه چیز رو بدونه. اما کامنت های وبلاگ تو حداکثر درباره پست هایی هستند که خودت می نویسی اغلب هم اگر سوالی بکنند در واقع برای روشن تر کردن همون نوشته ست نه چیزی خارج از چارچوب معلومات تو.

    سلام
    وقتی که اون حدیث رو می نوشتم
    فکر می کردم توی دنیای مجازی
    شاید کسی به دنبال یافتن موضوعی باشد
    موقعی بود که مرتبا سوال می کردند
    از مسائل سیاسی
    و من گرم جوابگویی بودم
    اشتباه کردم
    اینجا همه جدلی اند
    سائل هم سائل های قدیم
    همین!

    پاسخ
  4. قاصدک بارون

    سلام.ما نمی آییم سر بزنیم.شما هم که از سر زدنهای گاه و بیگاهتان توبه کرده اید…باشد این به آن در!
    فضای وبلاگتان کمی تغیر کرده.یه جور غم توشه که البته من به خاطر دور بودن از اینجا نتونستم همه ی مطالب رو بخونم.شاید قبلا توضیحی داده باشید.به هر حال امروز داشتم فیوریت ها را باز می کردم که به اینجا رسیدم…
    آمدم بگویم: رمضان امسالتان مبارکتر از هر سال…
    التماس دعا

    سلام
    کامنت ندادن دلیل نیامدن نیست
    محتاجیم به دعا
    همین!

    پاسخ
  5. maryam

    یا من متوجه نمی شم؛ یا نوشتت سنگینه، یا خیلی دل پری داری،یا ….. غصه ماله هیچکس نیست .همین

    سلام
    یا هیچکدوم
    موفق باشید
    همین!

    پاسخ
  6. کاشانبلاگرز

    دوست عزیز همشهری ،
    سلام .
    ضمن تبریک حلول ماه مبارک به اطلاع میرساند وبلاگ مجمع وبلاگ نویسان کاشانی با موضوع خاطرات ماه مبارک رمضان به روز شده است . ما رو در لحظه های مبارک خود شریک نمایید .

    التماس دعا ،
    مجمع وبلاگ نویسان کاشانی .

    پاسخ
  7. ماهیگیر!

    نه!!!!!!!!

    میدونم حرفم خیلی بی منطق و ایضا بی ربطه اما اخوی!!!!!
    ۲ ماهه دارم دنبال وبلاگت میگردم که بیام و اون عکست رو ببینم که زیر نوشتش بود…و ان یکاد!! خودمونی ترش همون من یکاد خودمون!
    آدم میخواد ریخت و قیافه اش هم مخلص و جاهد فی سبیل الله بزنه! حتی بدون صفای باطن و خلوص!!! باید شبیه تو باشه!!!
    نگاهت کلی حرف داشت اخوی!!!

    حالا من با این کارکاتوررررررررررر چی کار کنم!!!!؟؟؟

    سلام داداشم
    انشاءالله اگه روسفیدیم ؛ توی سفید و روح سفید هم باشیم
    کاش خدا فقط به ظواهر نگاه می‌کرد
    شاید اونطوری امید داشتم ذره‌ای سعادتمند باشم
    خدا ایشالا هر کجا هستی بهت سلامتی بده
    شما که با خوب و بد می‌سازی
    با این هم بساز
    خودزنیه
    موفق باشی
    همین!

    پاسخ
  8. همین برای دلم

    طره‌های باران به صورتم می‌خورد. چترم را می بندم تا خیس شوم. آستین‌هایم را بالا می‌زنم. کفشم را درمی‌آورم. پایم را در آب می‌گذارم. برای پیر زنی که آن دور منتظر تاکسی ایستاده، دست تکان می‌دهم. می دوم و بلند آواز می‌خوانم. روی چمن‌ها دراز می‌کشم و تا شب در کوچه‌های باریک شهر پرسه می‌زنم. همه چیز دارم. شکایتی ندارم.

    سلام
    شکایت مسموعی نیست
    اما دلم می‌خواهد بی جهت بی تو شکایت کنم
    همین!

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *